تبليغاتX
و خداوند معجزه میکند
دغدغه های ذهن من!

 

مــــا مقصریم؟؟؟مــــا؟! این مـــا کیه؟

وقتی خیس عرق...دست خا لی...خسته...بدون جواب...بی هدف...بر میگردی خونه...

این تو مقصر بودی که فکر می کردی اینجا میشه آدم موند!

اصلا" چرا اعصاب خودت رو خورد می کنی...بیا بشین پیش خودم...دردت چیه؟؟؟

چرا میگی ما! ما کیلو چنده...مگه اینجا مــا یی هم وجود داره که داری جوشش رو می زنی...

.

هیچ چیز بدتر از این نیست که دور و بریهات نفهمن چی می گذره!

.!!!!!

مرادی کرمانی اومده بود دانشگاه...داشت توی حیاط قدم می زد...محوطه پر بود از دانشجو...هیچ کس اصلا" نمی دونست این (مرده) کیه؟؟؟رفتم پیشش...گفتم: سلام استاد! از اینکه اینجا می بینمتون خیلی خوشحالم...نمی دونم چی باید بگم...امروز حتما" میام همایش...

...

بگذریم...کمی با هم حرف زدیم و بعد گذاشتم بره با خیال راحت قدم بزنه...

بعد که برگشتم...دختران و پسران هم دانشکده ای!!!با دو عدد شاخی که از تعجب از سرشون در اومده بود نگاهم می کردند...مثل آهو!!!

.

فرداش فقط به خاطر اینکه دیروز هوا ابری بود و امروز آفتابی...حراست بی خیال میشه بره حیاط بالایی دانشگاه!

.

اصلا" میگیم اونها پیش اومد...دیروزها و فرداها هم پیش اومد...اینکه همش میشه پیشامد!

.

ملالی نیست جز...!

 

+        | 

 
Free counter and web stats