|
دغدغه های ذهن من!
|
آن شب سرد را هیچ وقت از یاد نخواهم برد... معنای روزهایمان را تنها خودمان می فهمیم و بس!
.
دلم برای کودکی کردن بچه های امروز می سوزد... وقتی کودکیم را به یاد می آورم!
.
با تمام سختیهایش... کودکی کردیم... زندگی کردیم... و حالا قاطی دنیای آدم
.
بزرگهایی شدیم که با رویاهای کودکیمان بازی می کنند...
.
مشق کردیم... تا از یادمان نرود که بچه های بمب و توپیم! مشق کردیم... سکوت همیشه
.
بهترین راه حل است! و اگر فریاد کنیم در نطفه بی صدا خواهیم شد...
.
خدایا! می بینی ؟؟؟ اینجا را خوب نگاه کن ... ببین اشرف مخلوقات با خودش چه کارها که
.
نمی کند! می دانم ساکت نخواهی نشست... آسمان و چشمان من خاطرات زیادی با هم
.
دارند که هیچ دیواری آنها را از هم جدا نخواهد کرد... هیچ دیواری...!