|
دغدغه های ذهن من!
|
افکار درهم ما جدا شدنی نیست! تلاش نکن...هنوز چوب حراج نزدیم به هرچه بود و هست...
اینقدر جوش نزن! ما حالمان بد جوری خوب است!!!! انگار نه انگار...
باری که روی دوشمان بود انگار همه به مقصد رسانده ایم...می دانی! اینجا اصلا" ملالی نیست...همه چیز
خوب است!!!باور کن...مثل تمام...!این را هم باور کن!
...
روزگاری بود که اینقدر زود پیر نمی شدیم! کتابهایمان پوسید...دیگر به چشمانمان هم زحمت نمی دهیم!
به من نگاه نکن! به پشت سرت نگاه کن که چه قدر بی خبر...خرابش کردند...خرابش کردی!
همین تو...اینقدر به سکوت عادت کردی که حتی زمزمه هم فراموشت شد!
فریادهای بی صدا به دردت نمی خورد...!
...
داشتم فکر می کردم چرا ما (این) شدیم؟؟؟معترض اما خاموش!؟
جوابی که به ذهنم رسید این بود: تنها دلیلش (این) است...(همین)!!!
