تبليغاتX
و خداوند معجزه میکند
دغدغه های ذهن من!

چی شد اون دختركِ قصه ی ما كه ميخنديد و دستهاش رو توی هوا می چرخوند؟كجا رفت اون همه گرما؟آخرای بهار و اين همه سردی؟از تو بعيده دخترك!از تو بعيده!

"هيچكس نفهميد..هيچكس هيچ وقت نميفهمه بی بی.اينه راز اون همه صبوری،انتظار،لبخند...اينه راز اون همه عشق ؟"

عشق؟دخترك عاشق شده؟دخترك؟؟

"ديدی خورشيد چطور می تابه؟انگار نه انگار توی آخرين ماهِ بهار ميخوام متولد بشم.انقدر خستم كه دلم ميخواد يه عمر بخوابم...بخوابمُ وقتی بيدار ميشم،دنيا مثل روزای اولی باشه كه تاتی تاتی كنون شناختمش.ميدونی چقدر سخته؟ميدونی حالم چقدر غير قابل وصفه؟مگه چند سالمه بی بی؟مگه چقدر عمر كردم كه اينقدر خستم؟"

اميدتو از دست نده كه خدا از هرچی نا اميدِ گريزونه دختر!بيا سرتو بذار رویِ پام.بيا و انقدر خيره نشو به اون ديوار كه دلم ميتركّه ها!بی بی دلش نازكه ها!

"بی بی؟تو جوون نبودی مگه؟چرا آدما اين جورين بی بی؟وقتي نوجون ميشن،بچگی يادشون میره!وقتی جوون ميشن، نوجوونی!وقتی پير ميشن...جوونی.اين چه زندگی ايه بی بی؟"

ــــــــــ

دخترك چشماتو تر كن كه داری بزرگ ميشی.دخترك كوله ی زندگيتو پر و پيمون كن كه داری راه سختی رو واسه رفتن،واسه رسيدن؛انتخاب می كنی.به همه نشون بده اين دردها رو از بقالیِ جعفر نخريدی.اصلا اگه هيچكس نميخواد ببينه،خب نبينه!به خودت ثابت كن كه تا آخرين نفسهات،اگه همخونه ی درد باشی،پا پس نميكشی و روی حرفت،اعتقادت،اميدت مثلِ يه كوه وايميستی!دختركم تو زاده ی روزای گرمِ بهاری،نشو انقدر سرد كه نفسام به نفسات بنده...

"هی بی بی...بُهت زده شدم.باور اين همه اتفاق توی چند روز،سخته!چطور ميشه فكر و احساسات چندين ساله ی كسی رو به ديده ی حقارت نگاه كرد؟چطور ميشه لبخند زد و فكر كرد كه: "يادش ميره بزودی..."بی بی آدما انقد كور شدن؟؟؟ديگه نميشناسمشون بی بی.ترس برم داشته كه من اين همه سال رو بين اين همه غريبه زندگی ميكردم؟غريبه هايی كه از فرط دوست داشتنم،دارن تيشه به ريشم ميزنن..اين رسمش نيست.من ميجنگم.من واسه زندگيم ميجنگم.به همه شون ثابت ميكنم كه چه آسون منو نشناختن هنوز.نوبت بـ‍ُهت اونام ميرسه.ميرسه بی بی اگه دنيا همون جاييه كه تو نشونم دادی ـــــــ"

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ادامه دارد؟ــــــ؟

 

پ.ن: خلود عزيزم ممنون از تك تك كلماتت.اين روزها،چنين حرفهايی شايد آب بر روی آتش است...

+        | 

 
Free counter and web stats